از قبيل ((بنابر معلومات من))، ((تا آن جا كه ميدانم))، ((معتقدم كه)) را در اين كتاب چندان نخواهيد يافت. اينها بيهودهاند، چون هميشه بايد به كار گرفته شوند. هر مطلبي دربارهٴ گذشته در معرض تصحيح است. اين كار صورت ميگيرد، بيآن كه گفته شود بينشهايي كه موٴلف ثبت ميكند، ((آخرين)) و ((بهترين)) بينشهاي اوست، باز ادعا نميكند كه هميشه حق با اوست؛ موٴلف بيشترين سعي خود را ميكند، بيآن كه در مورد چيزي چندان مطمئن باشد. او در مورد استقراي حاصل از هزاران موضوع، بيش از هريك از آن موضوعات مطمئن بوده است. بيشك، خطاهايي كه ممكن است برخي از اين موضوعها را معيوب كرده باشد، اتفاقي است و نه اصولي، و ميتوان فرض كرد كه موجب خرابي كار نميشوند، بلكه تا حدي يكديگر را جبران ميكنند. با وجود اين، نسبت به مجلد دوم، و به ويژه مجلد اول (كه در حكم نوعي شرطبندي بود و محقق تنها در روزگار بيخبري، ميتواند چنين كاري بكند و در سن رشد، قادر به تكرارش نيست)، اين مجلد با فروتني بيشتري به عالم كتاب عرضه شده است.
خطاهاي فاحش (از قبيل اين كه كريستف كلمب در سال 1942، روانهٴ دريا شد) آزاردهنده است -- مانند لكهٴ چربي روي لباس نو -- ولي مهم نيست، چون موجب گمراهي نميشود. اين كه بهتر است خطا پوشيده بماند، بسيار خطرناك است. اين خطاهاي پنهان است كه بسيار مشتاقم تا جستجو و معرفيشان كنم.
هميشه بسيار كوشيدهام تا خطاهايم را اظهار و تصحيح كنم و ممكن است به اين دليل برخي را بر من ببخشند، پيوستها و تصحيحهاي لازم، به محض معلوم شدن، در كتابنامههاي انتقادي
ايسيس منتشر شده است؛ آنچه مربوط به مجلد اول است، از شمارهٴ 19 به بعد (ايسيس، دورهٴ هشتم به بعد)، مجلد دوم از شمارهٴ 31 به بعد (ايسيس، سال 16 به بعد)، و اصلاحات مربوط به اين مجلد از كتابنامهٴ انتقادي 70 (ايسيس، سال 37) آغاز خواهد شد.
آخرين تصحيحهاي ديرهنگام، در متن، به صورت پانويس يا يادداشتهاي كتابشناسي وارد شده است. ممكن است اين يادداشتها با متن در تناقض باشد يا به نقادي براي يافتن تناقض در آن كمك كند؛ با اين حال، تا آخرين لحظهٴ ممكن، براي كمك به خواننده اضافه شده است. توضيح آن كه چنين اضافاتي با اظهارات پيشين متناقض است، يا اشاره به نشريهاي است كه موٴلف خود نتوانسته آن را در تصحيح يا بسط متن خود به كار گيرد، اصلاً مورد خاطرنشان نشده، چون به حد كفايت روشناست.
موٴلف ميخواهد به اين امر توجه شود كه اين پيوستگي ايسيس و مقدمه نمونهاي نادر و شايد يگانه از كار تاريخ يكپارچه است. مقدمه خود به قدر كافي حجيم و جدي است كه در خور و مستلزم تصحيح باشد. موٴلف سپاسگزار محققاني خواهد بود كه آثارشان دربارهٴ تاريخ علم يا تصحيحهايشان را برايش بفرستند و هر دو در كمال امانت در ايسيس براي استفادهٴ تمام اهل ادب